تصور كرد كه غالباً چنين بودند)1 سخت در معرض سرايت بيماري قرار داشتند. كولتُن ميگويد اكنون يقين كامل وجود دارد كه نزديك به نيمي از كشيشان فداكار (انگليسي) در اثناي شيوع طاعون مردند. (منظرهٴ سدههاي ميانه، ص 9497)
به عقيدهٴ دام فرانسيس اِيدن گاسكوت (ص 162، 1893)، كه تحقيق ويژهاي در اوضاع انگلستان كرده (و نبايد چندان تفاوتي با ساير كشورهاي طاعونزده داشته باشد) بسياري از صومعهها خالي شد يا جمعيتشان سخت كاهش يافت و مرگ و مير چنان ناگهاني و شديد بود كه تعيين متصديان تازهٴ حايز شرايط غيرممكن گرديد. اسقفان ناگزير شدند ((جوانان بيتجربه و گاه بيسواد را در جاهاي خالي بگمارند و اين ناگزير بر نسلهاي بعدي تأثيرش را اعمال ميكرد.)) و از نايتن مورخ نقل ميكند ((در آن هنگام، چنان مرگ و ميري در ميان كشيشان افتاد كه بسياري از كليساها فاقد مأموران اجراي مراسم مذهبي شدند)). با كمتر از 10 ليره يا 10 مارك نميشد پيشنمازي براي يك كليسا پيداكرد. در حالي كه پيش از شيوع بيماري با 5 يا حتي 4 مارك، يا با 2 مارك به علاوهٴ شام و ناهار ميشد كشيشي پيداكرد؛ در اين زمان، كمتر كسي ممكن بود با 20 ليره يا 20مارك معاونت اسقف را بپذيرد. ولي اندكي پس از آن، بسياري از مردان همسر مرده به فرقههاي رهباني پيوستند. تعداد زيادي از اينان بيسواد و كاملاً عوام بودند، برخيشان هم تنها ميتوانستند بخوانند، بدون اينكه معني خواندههاشان را دريابند. كار انتساب به مقامات روحاني سرعت گرفت و به كشيشان آزاد بيشتر توجه شد. بدتر اينكه اغلب كشيشان تازه كاملاً جاهل بودند، حتي از لحاظ انجام دعا و مراسم ديني. انسان نميداند اين سرپيچي از انجام وظيفه و فداكاري كه مورد توجه مورخان معاصر قرار گرفته و كولتن خلاصهاي از آنها را آورده، آيا ناشي از اين انتصاب شتابزدهٴ افراد ناشايست بوده؟
بناهاي متبرك كه ساختمانشان پيش از شيوع طاعون آغاز شدهبود، ناتمام ماندند، مانند سَنت نيكولاس در گريت يارموث (نرفلك)، كليساي تايْدسْوِل (دِربيشايْر)، يا در كشوري ديگر